این حکومت جاهل و آدمکش و بی وتن، که در همه کارهایش جز شکست نصیب دیگری نبرده است، در یک چیز موفق بود و آن بیگانه کردن این مردم با هم بود. اگر جنایتکاری چون مصباح یزدی آنچنان دیوانه وار به وتن پرستی حمله میکند، این تنها از سر نادانی و بی وتنی نیست. این ذات کثیف آخوندی است و سیاست و فلسفه تدوین شده شیعه گری تا بدینگونه با همان صورت زمانهای صفویه و قاجار حکومت کنند و کشور برباد دهند و مردم را با هم بیگانه که هرچه این مرض خانمان برانداز را بیشتر توسعه دهند بر عمر ننگین این قافله آخوندی می افزایند. ستار را میکشند، بچه هارا میسوزانند زندانیان را شکنجه میکنند، زلزله زدگان را در سرما و بی سرپناه رها میکنند، شب و روز دروغ آنوقت ضریح چند صد کیلو طلا را در شهرها میگردانند تا این مردمان مریض از خود بیگانه خوشحال از تعطیلی شهرهایشان در صف ها بایستند تا بر جامدات از طلا ساخته شده برای رفع حجت دست بکشند و امید که این دست کشیدن از دردهای روزافزونشان کم کنند. غافل از آنکه آنچه را به آن دست میکشد پول بچه گرسنه خودش و یا همسای اش است که این چنین آشکار و در جلوی چشمانش دارند به یغما میبرند، تا در سرزمینی بیگانه بر قبری مجحول برپاسازند. برای آخوندها این معنی دارد چون برک کس ویا کسانی خرج میکنند که در سایه دساتناسراایی های دروغ توانسته اند به این تخت و و برو وبیا ها دست پیدا کنند. مرض بیگانه بودن با خود و با هموطن خود از ابتدای این قائله شروع شده و ادامه دارد. و هم همین مرز است که هموطنانی را می بینید که در این خاک محنت زده ماشین های میلیاردی سوار میشوند و دزدان شریک حکامش دزدی های ٣٠٠٠ میلیاردی میکنند، و ولی فقیه وقیح دستور میدهد که کشش ندهید. ای بیگانه تر از این ملتی را بیاد دارید. به سوریه بنگرید، مصر را ببینید، به همان نزدیک نظر کنید، ای از ما ایرانیان بیگانه تر کسی را میبینید. ترکان و حتی نوع اسلامگراینشان وتن و ترکیه برایشان چیزی بالاتر از همه ادیان است. و حالا بیاد بیاوریم که وقتی خمینی گفت هیچ احساسی از بازگشت به ایران ندارد دروغ نمی گفت. احساس او در همان قبرهای مجهول دفن شدبود همانگونه که بقیه اینچنین ند. اما جهنم به آنها درد ما این است که همه ما خود داریم یکپارچ آخوند بی هویت و بی ملیت میشویم، و هم این مرض است که این جرثومه های فساد و تباهی را هرروز بر سرنوشت و مقدر ما و این مملکت حاکمتر میکند. نه برای ستار، نه باری نسرین، نه برای همه آن نور چشمان دربند و خصوصا گمنامهاایشان بلکه برای خودی که این چنین با خود او خودیهامان بیگانه شده ایم بگرییم
این حکومت جاهل و آدمکش و بی وتن، که در همه کارهایش جز شکست نصیب دیگری نبرده است، در یک چیز موفق بود و آن بیگانه کردن این مردم با هم بود. اگر جنایتکاری چون مصباح یزدی آنچنان دیوانه وار به وتن پرستی حمله میکند، این تنها از سر نادانی و بی وتنی نیست. این ذات کثیف آخوندی است و سیاست و فلسفه تدوین شده شیعه گری تا بدینگونه با همان صورت زمانهای صفویه و قاجار حکومت کنند و کشور برباد دهند و مردم را با هم بیگانه که هرچه این مرض خانمان برانداز را بیشتر توسعه دهند بر عمر ننگین این قافله آخوندی می افزایند. ستار را میکشند، بچه هارا میسوزانند زندانیان را شکنجه میکنند، زلزله زدگان را در سرما و بی سرپناه رها میکنند، شب و روز دروغ آنوقت ضریح چند صد کیلو طلا را در شهرها میگردانند تا این مردمان مریض از خود بیگانه خوشحال از تعطیلی شهرهایشان در صف ها بایستند تا بر جامدات از طلا ساخته شده برای رفع حجت دست بکشند و امید که این دست کشیدن از دردهای روزافزونشان کم کنند. غافل از آنکه آنچه را به آن دست میکشد پول بچه گرسنه خودش و یا همسای اش است که این چنین آشکار و در جلوی چشمانش دارند به یغما میبرند، تا در سرزمینی بیگانه بر قبری مجحول برپاسازند. برای آخوندها این معنی دارد چون برک کس ویا کسانی خرج میکنند که در سایه دساتناسراایی های دروغ توانسته اند به این تخت و و برو وبیا ها دست پیدا کنند. مرض بیگانه بودن با خود و با هموطن خود از ابتدای این قائله شروع شده و ادامه دارد. و هم همین مرز است که هموطنانی را می بینید که در این خاک محنت زده ماشین های میلیاردی سوار میشوند و دزدان شریک حکامش دزدی های ٣٠٠٠ میلیاردی میکنند، و ولی فقیه وقیح دستور میدهد که کشش ندهید. ای بیگانه تر از این ملتی را بیاد دارید. به سوریه بنگرید، مصر را ببینید، به همان نزدیک نظر کنید، ای از ما ایرانیان بیگانه تر کسی را میبینید. ترکان و حتی نوع اسلامگراینشان وتن و ترکیه برایشان چیزی بالاتر از همه ادیان است. و حالا بیاد بیاوریم که وقتی خمینی گفت هیچ احساسی از بازگشت به ایران ندارد دروغ نمی گفت. احساس او در همان قبرهای مجهول دفن شدبود همانگونه که بقیه اینچنین ند. اما جهنم به آنها درد ما این است که همه ما خود داریم یکپارچ آخوند بی هویت و بی ملیت میشویم، و هم این مرض است که این جرثومه های فساد و تباهی را هرروز بر سرنوشت و مقدر ما و این مملکت حاکمتر میکند. نه برای ستار، نه باری نسرین، نه برای همه آن نور چشمان دربند و خصوصا گمنامهاایشان بلکه برای خودی که این چنین با خود او خودیهامان بیگانه شده ایم بگرییم
پاسخ دادنحذف